تبليغاتX
وبلاگ گروه جنجالی آلفا و سیکما

وبلاگ گروه جنجالی آلفا و سیکما

وبلاگ آزاد گروه جنجالی آلفا و سیکما

سلام به تمامی بچه های گل صنایع.وبلاگی که در حال بازدید از آن هستید مربوط به گروه آلفا و سیکما است و هیچ ارتباطی با انجمن صنایع ندارد و ممکن است که اعضای انجمن در آن عضو باشند پس این اولین مطلب که ما نه کاری به انجمن داریم نه به آن پیام نور....مطلب بعدی این است که موضوع این وبلاگ هر چه باشد علمی نیست و ما از تمامی مطالب سخن می گوییم به جز علمی.مطلب سوم طریق عضو گیری است که بعداْ به اطلاع همه ی شما گلان می رسد.مطلب بعدی این که هر کس که دوست دارد می تواند در این وبلاگ مطلب بنویسد و اینکه این وبلاگ متعلق به شخص خاصی نمی باشد و مال تمامی بچه های صنایع می باشد نظرات وپیشنهاد های سازنده ی خود را برای هر چه پر بار شدن  بیش تر مطالب برای ما ارسال کنید.قربان شما

                                     

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 20:44  توسط رضا و سیکمایی ها  | 

عاشقانه

میشه مثل یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی .... ولی هیچ وقت نمی تونی

 

جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن بعضی ها از چشمت جاری میشه

 

                  

سرسبزترین بودم و زردم کردی تبعیدی فصل شوم و زردم کردی من چشم

 

چراغ این و آن بودم و تو انگشت نما و کوچه گردم کردی

               

              

می نویسم ((دـ ی ـ دـ اـ ر)) تو اگر بی من و دلتنگ منی ....... یک به یک

 

 فاصله ها را بردار

 

           

بارون نباش که با التماس خودتو به شیشه بکوبی ..... ابر باش که همه منت

 

باریدنتو بکشن

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:42  توسط رضا و سیکمایی ها  | 

عاشقانه های ما

بسی گفتند : دل از عشق برگیر که نیرنگ است و افسون است و جادوست

 

ولی ما دل به او بستیم و دیدم که این زهر است اما نوشداروست

 

 

به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری شاخه ای

 

از آن را همین امروز به من هدیه کن

 

ازم پرسید : دوستم داری ؟گفتم آره ...گفت :چقدر ؟گفتم از اینجا تا خدا ...

 

اشک تو چشاش جمع شد و گفت: مگه نگفتی که خدا از همه

 

چیز به ما نزدیکتره

 

از این عشق به هر عشق جهان می خندم هر که آرد سخن عشق

 

به آن می خندم روزی از عشق دلم سوخت که خاکستر شد

 

بعد از این سوز به هر سوز جهان می خندم

 

 

نفس را با تو می خواهم تو که از جنس گلهایی سیاهی را نکن باور

 

تو که خورشید فردایی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:41  توسط رضا و سیکمایی ها  | 

بهونه

 

برای مرگ خود یک بهانه می خواهم ....

 

یک بهانه پوچ و عاشقانه می خواهم ....

 

از غمی که می دانی ......

 

با تو بودنم مرگ است .....

 

بی تو بودنم هرگز ......

 

اگر بهانه این باشد .....

 

من بهانه می گیرم و عاشقانه میمیرم ....

 

 

راستش نمی دانم اقرار به پشیمانی خودش پشیمانی می آورد یا نه

 

اما بگذار آیینه وار اقرار کنم ..پشیمانم ... از تمام حس هایی که نثار

 

این یخ بسته های سنگی کردم ...از تمام لبخند ها یی که با تایید

 

اهل دل به رو ترشی اهل عقل زدم از تمام سادگی های بی جواب مانده ام

 

 

از تمام نمیه های پرلیوان ها که دیدم ... سخت ...پشیمانم

 

پشیمان می شوم شاید ... از اینکه ماندم و رفتی .......

 

پشیمان می شوی روزی ... ازاینکه رفتم و ماندی ....پشیمانم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:39  توسط رضا و سیکمایی ها  | 

آسمان

 

غربی ترین نقطه آسمان پایان است محل تلاقی رنگ های سرخ گون

 

همانجا که آسمان بی پروا زمین را می بوسد و بی اختیار خورشید

 

شرمگین را از نظر ها دور می سازد و اما خورشید به انتظار طلوعی دیگر

 

رخ نمودنی دوباره هستی عاری از جدایی وبودنی فرای تمام بودن ها

 

زمین می آرامد و خورشید در التهاب این رسیدن می سوزد

 

من به خورشید اعتقاد دارم حتی اگر ندرخشد

 

من به عشق اعتقاد دارم حتی اگر تنها باشم

 

من به خدا اعتقاد دارم حتی اگر ساکت باشد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:39  توسط رضا و سیکمایی ها  | 

قسم

 

قسم به عشق و التماس

 

قسم به یک رنگی آب

 

به حرمت خاطره ها

 

به خواهش ثانیه ها

 

قسم به جان گریه هام

 

به دفتر خاطره هام

 

تنها گل سرخ منی

 

بین تمام بیشه ها

 

هرگوشه ی سبز خدا

 

کاهی ترین دفتر منم

 

متنم تویی شعرم تویی

 

قسم به پاکی خدا

 

نفس کشیدن منی

 

بی تو کسی پرنده نیست

 

بی تو هوای زندگی

 

روی زمین خسته نیست

 

تو رمز هر پریدنی

 

تو معنی پریدنی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:38  توسط رضا و سیکمایی ها  | 

پشیمون می شوی!

راستش نمی دانم اقرار به پشیمانی خودش پشیمانی می آورد یا نه اما بگذار

 آیینه وار اقرار کنم ..پشیمانم ... از تمام حس هایی که نثار این

 یخ بسته های سنگی کردم ...از تمام لبخند ها یی که با تایید اهل دل

به رو ترشی اهل عقل زدم از تمام سادگی های بی جواب مانده ام

از تمام نمیه های پرلیوان ها که دیدم ... سخت ...پشیمانم

پشیمان می شوم شاید ... از اینکه ماندم و رفتی .......

پشیمان می شوی روزی ... ازاینکه رفتم و ماندی ....پشیمانم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:37  توسط رضا و سیکمایی ها  | 

دل نوشته های یک دل شکسته

 

اگه صخره و سنگ تو مسيره رودخانه ي زندگيت نباشه صداي آب اصلا قشنگ نيست

 

 

به سوی شادمانی راهی نیست ، شادمانی خود راه است

 

 

تا عاقلان راهی برای خندیدن بیابند دیوانگان هزار بار خندیده اند

 

 

برای دادن گل به دیگران منتظر مراسم تدفین انها نباشید

 

 

***لذت داشتن يه دوست خوب توي يه دنياي بد،مثل خوردن يه فنجون قهوه گرم زير برفه.درسته که هوا رو گرم نمي کنه، ولي آدم با اون دلگرم مي کنه!***

 

 

***خيلي ها مترسک رو دوست ندارن چون پرنده ها رو مي ترسونه،ولي بايد دوستش داشت چون تنهايي رو درک ميکنه!***

 

 

: ***ليز خوردن بهانه ايست تا دستهايي رو که دوست داري،محکمتر فشار بدي...***

 

 

: ***خونسردي بزرگترين صفت يک فرمانده است. (ناپلئون)***

 

 

***اگه زندگي برات خيلي سخت شد، يادت باشه كه درياي آروم، ناخداي قهرمان نمي‌سازه... ***

***آدم بايد توي عاشقي مثل سيگار باشه! با اينكه مي دونه آخرش زير پا لهش ميكنن ولي تا آخرش به پاي آدم مي سوزه...***

 

 

رفتی گفتی خاطراتت جای من واست می مونه

کاشکی می موندی و می دیدی دلم از دوریت می خونه

کاش آنقدر دوست نداشتم که بگم بی تو نمیشه

کاش دلت سنگی نبود و دل من مثل یه شیشه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:36  توسط رضا و سیکمایی ها  | 

چه رنگی هستی؟

تو چه رنگي هستي ؟

در صورتيكه تاريخ تولد شما در
:
اول فروردين ماه باشد سياه هستيد.
بين دوم فروردين تا 11 فروردين باشد ارغواني هستيد
بين 12 تا 21 فروردين باشد. شما سرمه اي است
بين 22 فروردين تا 31 فروردين باشد نقره اي هستيد.
بين يكم ارديبهشت تا 10 ارديبهشت باشد سفيد هستيد.
بين 11 ارديبهشت تا 24 ارديبهشت باشد شما آبي هستيد.
بين 25 ارديبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائي رنگ هستيد.
بين 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستري هستيد.
بين 24 خرداد تا دوم تير ماه باشد شما رنگ خرمائي هستيد.
سوم تير ماه باشد رنگ شما خاكستري است.
بين 4 تير ماه تا 13 تير ماه باشد شما قرمز هستيد.
بين 14 تير ماه تا 23 تير ماه باشد شما نارنجي هستيد.
بين 24 تير ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتي هستيد.
بين 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبي هستيد.
بين 23 مرداد تا يكم شهريور باشد شما سبز هستيد.
بين 2 شهريور تا 11 شهريور باشد شما قهوه اي هستيد.
بين 12 شهريور تا 21 شهريور باشد شما كبود رنگ هستيد.
بين 22 شهريور تا 31 شهريور باشد شما ليموئي هستيد.
متولدين يكم مهر ماه زيتوني هستند.
بين 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغواني هستيد.
بين 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه اي داريد.
بين 22 مهر ماه تا يكم آبان ماه شما نقره اي هستيد.
بين 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفيد هستيد.
بين 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائي است.
بين يكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستري هستيد.
بين 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائي رنگ هستيد.
متولدين اول ديماه نيلي رنگ هستند.
بين دوم دي ماه تا 11 دي ماه باشد رنگ شما قرمز است.
بين 12 دي ماه تا21 دي ماه باشد شما نارنجي هستيد.
بين 22 دي ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتي هستيد.
بين 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبي هستيد.
بين 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستيد.
بين 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه اي هستيد.
بين 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبودي رنگ هستيد.
بين 21 اسفند تا 29 اسفند باشد ليمويي هستيد.

**************************************************

قرمز
با نمك و دوستداشتني، مشكل پسند اما هميشه عاشق.......و
اينطور بنظر ميرسد كه مورد محبت نيز باشيد. با روحيه و
بشاش اما در همان زمان ميتوانيد بد اخلاق هم شويد
قادريد با مردم بسيار خوب و با ملاطفت برخورد كنيد و اين
همان عشقي است كه ميتواند در راهي كه در پيش داريد
همراهتان باشد.آدمهايي را كه راحت صحبت ميكنند دوست داريد اين آدمها
باعث ميشوند احساس راحتي بيشتري داشته باشيد.

شيري رنگ
اهل رقابت و بازي دوست. دوست ندارد ببازد
ولي هميشه بشاش است.
شما قابل اعتماد و امين هستيد و خيلي علاقه داريد وقت
خود را بيرون بگذرانيد، با دقت عشقتان را انتخاب ميكنيد
و بسادگي عاشق نمي شويد اما وقتي او را يافتيد تا مدتهاي
طولاني دوستش خواهيد داشت.

نيلي
شما بيشتر متوجه نگاهتان هستيد و استانداردهاي بالائي در
انتخاب عشق داريد. هر راه حلي را با دقت و تفكر انتخاب
مي كنيد و بسيار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه ميشويد
دوست داريد رهبر باشيد و به راحتي مي توانيد دوستان جديد
پيدا كنيد.

خاكستري
جذاب و فعال هستيد، شما هرگز احساستان را پنهان نمي كنيد
و هر آنچه را كه درونتان است آشكار مي سازيد. اما ضمنا
ميتوانيد خودخواه هم باشيد. مي خواهيد مورد توجه باشيد و
نمي خواهيد بطور نا برابر با شما برخورد شود. ميتوانيد
روز مردم را روشن كنيد. شما ميدانيد در زمان مناسب چه
بگوييد و خوش اخلاق هستيد.

سبز
خيلي خوب با افراد تازه كنار مي آييد. در واقع آدم
خجالتي اي نيستي اما گاهي اوقات با كلماتت به عواطف مردم
آسيب مي رسانيد. دوست داريد تا مورد توجه و علاقه كسي
باشيد كه دوستش داريد ولي اغلب تنهاييد و به انتظار فرد
مورد نظرت مي مانيد.


طلائي
شما ميدانيد چه چيزي درست و چه چيزي نادرست است. آدم
بشاشي هستيد و زياد بيرون ميرويد. بسيار سخت ميتواني فرد
مورد نظرت را پيدا كني اما وقتي او را يافتي تا ساليان
متمادي دوباره عاشق نمي شوي.

صورتي
شما همواره در تلاشيد تا در هر چيزي بهترين باشيد و دوست
داريد به سايرين كمك كنيد. اما بسادگي قانع نمي شوي.
داراي افكاري منفي هستيد و در جستجوي عشقي شورانگيز
مانند آنچه در قصه هاست هستيد.

زرد
شما شيرين و بيگناهيد ، مورد اعتماد بسياري از مردم ،
و داراي رهبريتي قوي در ارتباطاتتان هستيد. شما خوب تصميم

ميگيريد و انتخاب درستي در زمان مناسب مي گيريد. همواره
در افكار داشتن روابط عاشقانه بسر مي بريد.

خرمائي
باهوشيد و ميدانيد چه چيزي درست است. ميخواهيد همه چيز
را مطابق ميل خود كنيد كه گاهي ميتواند بدليل عدم توجه
به نظر ديگران مشكل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور
هستيد. وقتي فرد مورد نظرتان را يافتيد برايتان دشوار
است فرد بهتري پيدا كنيد.

نارنجي
در مقابل اعمالتان مسئوليت پذير هستيد، مي دانيد چگونه
با مردم رفتار كنيد. همواره اهدافي براي دستيابي به آنها
داريد و حقيقتا براي رسيدن به آنها تلاش ميكنيد ، فردي
آماده رقابت هستيد. دوستانتان برايت بسيار مهم هستند و
قدر آنچه را كه داريد ميدانيد، گاهي اوقات واكنشتان
زيادي شديد است و علت آن نيز احساساتي بودنتان است.

ارغواني
اسرار آميز هستيد، بهيچوجه خودخواه نيستيد ، زود و آسان
نظرتان جلب ميشود. روزتان با توجه به خلقتان ميتواند
غمگين يا خوش باشد. بين دوستان محبوب هستيد اما ميتوانيد
دست به عمل احمقانه اي نيز بزنيد ، بسادگي امور را
فراموش ميكنيد. بدنبال شخصي هستيد كه قابل اعتماد باشد.

ليموئي
آرام هستيد، اما بسادگي عصباني مي شويد. به آساني حسادت
مي ورزيد و در مورد چيزهاي كوچك اعتراض ميكنيد، نمي
توانيد به يك كار بچسبيد اما داراي شخصيتي هستيد كه
اعتماد و علاقه همه را جلب ميكند.

نقره اي
خيال پرداز و بامزه ايد ، دوست داريد چيز هاي جديد را
بيازماييد. علاقه داريد خود سازي كنيد و بسادگي مي
آموزيد، براحتي ميتوان با شما صحبت كرد و شما نصايح خوبي
ميدهيد. وقتي موضوع دوستي است متوجه ميشويد نمي توان به
كسي اعتماد كرد، اما وقتي دوستان واقعي خود را يافتيد تا
پايان عمر به آنها اعتماد ميكنيد.

سياه
شما يك مبارز هستيد و داراي انگيزه ايد. اما تغيير در
زندگي را نمي پسنديد. زماني كه تصميمي گرفتيد، روي
تصميمتان تا مدتها پاي مي فشاريد. زندگي عشقي شما نيز
توام با مبارزه است و مثل همه نيست.

زيتوني
شما روشن قلب و آدم گرمي هستيد. همراه خوبي براي فاميل و
دوستانيد. خشونت را نمي پسنديد و ميدانيد چه چيزي درست
است. شما مهربان و بشاش هستيد اما بسادگي به مردم حسادت
نورزيد.


قهوه اي
فعال و ورزشكاريد ، براي ديگران مشكل است كه به
شما نزديك شوند. زماني كه متوجه ميشويد نمي توانيد به
چيزي كه ميخواهيد دستيابيد ،‌ بسادگي تسليم شده آنرا رها
ميكنيد.

آبي
اتكا به نفس كمي داريد و خيلي ايرادي هستيد. هنرمند
هستيد و دوست داريد عاشق شويد ، اما ميگذاريد عشقتان از
دستتان برود چون در اين مورد از مغزتان فرمان ميگيريد نه
از قلبتان.

سرمه اي
شما جذابيد و عاشق زندگي خود هستيد ، نسبت به همه
چيز داراي احساسي قوي هستيد و خيلي زود گيج ميشويد
زماني كه از دست شخص يا اشخاصي عصباني مي شويد برايتان
مشكل است آنها را ببخشيد.

سفيد
شما آرزو و اهدافي در زندگي داريد زود حسادت مي ورزيد
نسبت به ديگران متفاوت و گاهي اوقات عجيب هستيد اما همه
اين حالت شما را دوست دارند.

كبود
احساسات شما بسادگي و ناگهاني تغيير ميكند اغلب تنها
هستيد ، مسافرت را دوست داريد. انسان صادقي هستيد ولي
حرف مردم را زود باور ميكنيد. يافتن عشق براي شما سخت
است و گمگشته عشق هستيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:35  توسط رضا و سیکمایی ها  | 

انتظار...انتظار...

دلم برات تنگه ... توي اين روزهاي خاکستري و ابري ... وقتي که نسيم به صورتم ميخوره ... دستهام , دستهاي تورو ميخوان ... تا منو از ميون اين روزگارشلوغ رد کني ... محو بشم ... نيست بشم... از ميون آدمهايي که منزلت عشق رو نچشيدن ... يا چشيدن و قدرشو نميدونن...


دلم برات تنگه ... وقتي که بارون مياد و من بدون چتر ... تنها ... تنها و آرام ...

صبور و بردبار... خودم رو دست ابراي سياه ميدم... تا بر من ببارند... شايد کمي از درد فقدان تو رو از عمق دل و جون من بشورن و ببرن... اما ... اما ميدوني که

فقط بيشتر دلم تنگ ميشه ...



چقدر دلم براي چشمات تنگه ميشه ... وقتي که چشمامو ميبندم و به عمق

چشمهاي تو خيره ميشم...

هنوزم منتظرم...................
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:33  توسط رضا و سیکمایی ها  | 

ببار ای باران...ببار

 

روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من و تو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم
 
 

بيا با پاک ترين سلام عشق آشتي کنيم *بيا با بنفشه هاي لب جوب آشتي کنيم * بيا ازحسرت و غم ديگه باهم حرف نزنيم * بيا برخنده ي اين صبح بهار خنده کنيم

 

 

 

بگذار که در حسرت ديدار بميرم در حسرت ديدار تو بگذار بميرم دشوار بود مردن و روي تو نديدن بگذار بدلخواه تو دشوار بميرم بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب در بستر اشک افتم و ناچار بميرم تا بو ده ام اي دوست وفادار تو بودم بگذار که اي دوست وفادار بميرم

 

 

 

وقتی که وفا قصه برف به تابستان است و محبت گل نایابیست به چه کسی باید گفت: با تو خوشبخت ترین انسانم!؟؟

 

 

 

میخوام به سردی شبهام بخندم... میخوام به پوچی فردام بخندم... وقتی میبینمت با دیگرونی... تو اوج گریه هام میخوام بخندم... میخوام داد بزنم تنهای تنهام... میخوام وقتی میگم تنهام بخندم

 

 

زیر پلکت سایه بانم میدهی؟ سوختم آیا پناهم میدهی؟ آتشی افتاده بر جان و دلم ، قطره آبی بر لبانم میدهی؟ میهمان جان جانان گر شوم ، میزبانی را نشانم میدهی؟ تا بیاسایم دمی در پای عشق ، زیر چترت سرپناهم میدهی؟ ای جواب پرسش بی پاسخم ، عشق را آیا نشانم میدهی؟ رو مگردان نازنین با گوشه چشمت بگو در شرار چهره ات یک بوسه گاهم میدهی؟

 

 

 

اقتدار دل شکسته به اندوهی ست که سروده نمی شود

 

 

 

زمانی که کنار رودخانه بودم نگاهم به قله کوه بود ، به قله کوه که رسیدم سراپا محو تماشای رود شدم.

 

 

 

اگر زندگی یک پرتقال در دستتان نهاد ، آن را پوست بکنید و به دنبال دوستی باشید تا با او قسمت کنید.

 

 

 

من آهنگ غریب روزگارم ، غمی در انتهای سینه دارم ، تمام هستیم یک قلب پاک است ، که آن را زیر پایت می گذارم ...

 

 

 

 بهترین مترجم کسیست که سکوت را ترجمه کند

 

 

 

ميدوزم

شادي را به غم

زياد را به كم

درخت را به ريشه

گاهي را به هميشه

ستاره را به آسمان

زمين را به كهكشان

كهنه را به نو

و

.

.

.

خودم را به تو...

 

 

 

کسايي که به فکرمون هستن رو به گريه مي اندازيم. ما گريه مي کنيم براي کسايي که به فکرمون نيستن. و ما به فکر کسايي هستيم که هيچوقت برامون گريه نمي کنن

 

 

در روياهاي كودكانه آموختم به چيزي كه به من تعلق ندارد فكر نكنم اما ناگهان او همه ي فكرم شد .

 

 

 

کيسه ي کوچک چاي تمام عمر دلباخته ي ليوان شد. ولي هر بار که حرف دلش را مي زد صدايش توي اب جوش مي سوخت . کيسه ي کوچک چاي با يک تکه نخ رفت ته ليوان. حرف دلش را اهسته گفت...

ليوان سرخ شد

 

 

 

زنگ در خونه تم ..هر کی تو رو بخواد اول باید منو بزنه.

 

 

عاشق شدن مثل دست زدن به آتيش می مونه . پس سعی کن تا وقتی که جراتش رو پيدا نکردی هيچ وقت بهش دست نزني اما اگه بهش دست زدی سعی کن طاقتش رو داشته باشی که تو دستهات نگهش داری

 

 

 

اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به ياد مرگ. بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ

 

 

 

گفت : عاشقي مرد ، بيا به يادش لحظه اي سکوت کنيم . گفتم : اگر بخواهيم براي عاشقان سکوت کنيم ، بايد عمري را ساکت باشيم ...

 

 

 

کاش می شد سرزمین عشق را در میان گام ها تقسیم کرد ، کاش می شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهیم کرد ، کاش می شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد ، کاش می شد با پری از برگ یاس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد

 

 

 

براي دل افتاده يه اتفاق ساده ، به سادگي دل من دل به دل به تو داده

 

 

 

انتظار مثل دريا مي مونه هر چقدر جلوتر ميري عميقتر ميشه

 

 

 

بر دفتر قلبم که هر برگش را با نام تو شروع کردم مي نويسم: زيستن را نه براي زندگي که براي رسيدن به تو مي خواهم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:16  توسط رضا و سیکمایی ها  | 

آی ستاره ها

اي ستاه ها :
ما سلاممان بهانه است  عشقمان دروغ جاودانه است!
در زمين زبان حق بريده اند :حق زبان تازيانه است!
وآنکه با تو درد دل مي کند هاي هاي گريه هاي شبانه است

اي ستاه ها :
اي که پيش ديده مني باورت نمي شود که در زمين هر کجا به هر که مي رسي
خنجري ميان مشت خود نهفته است پشت هر شکوفه تبسمي خار جانگزايِ حيله اي شکفته است
آنکه با تو مي زند صلاي مهر جز به فکر غارت دل تو نيست

اي ستاره ها:
که از جهان دور چشمتان به چشم بي فروغ ماست نامي از زمين و بشر شنيده ايد ؟
در ميان آبي زلال آسمان موج وخون و آتشي نديده ايد؟ اين غبار محنتي که در دل فضاست 
اين ديار وحشي که در فضا رهاست اين سزاي ظلمي که آشيان ماست ، در÷ي تباهي شماست
گوشتان اگر به ناله من آشناست  از سفينهاي که مي رود به ماه
از مسافري که مي رسد ز گرد راه از زمين حذر کنيد
پاي اين بشر اگر به آسمان رسد روزگارتان چو روزگار ما سياست

اي ستاره ها:
باورت نمي شود در ميان باغ بي ترانه زمين ساقه هاي سبز آشتي شکسته است
لاله هاي سرخ دوستي فسرده است
غنچه هاي نو رس اميد لب به خنده وا نکرده  مرده است
پرچم بلند سرو راستي سر به خاک سپرده است
سرخي و کبودي افق قلب مردم به خاک و خون تپيده است
دود وآتش به آسمان رسيده است

اي ستاره ها:
باورت نمي شود آن سپيده دم که با صفا و ناز که
در فضاي بي کرانه مي دميد ديگر از زمين رميده است
اين سپيده ها سپيده نيست رنگ چهره زمين پريده است
ابرهاي روشني که چون حرير بستر عروس ماه بود
پهنه هاي داغ کهنه است

گالری عکس عاشقانه گالری عکس

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:15  توسط رضا و سیکمایی ها  | 

چقدر سخته

 

چقدر سخته توی چشمای کسی نگاه کنی که تمام مهرت را ازت دزدیده و به جاش یه زخم همیشگی به قلب تو هدیه داده و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت شی حس کنی که هنوز دوستش داری

 

چقدر سخته دلت بخواد سرت را باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده

 

چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ جز سلام نتونی بگی

 

چقدر سخته گل آرزوهاتو توی باغ دیگه ای ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و آروم زیر لبت بگی:گل من باغچه ی نو مبارک....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:14  توسط رضا و سیکمایی ها  | 

جملات کوتاه و قشنگ

اولين باري که عاشقت شدم يادته ؟
 من يه کرم سيب بودم و تو يه کرم ابريشم ...
من به تو قول دادم ديگه هيچوقت سيب نخورم و تو هم قول دادي دور خودت پيله نزني
 ولي نمي دونم چي شد که من طاقت نياوردم و فقط يه خورده سيب خوردم و تو هم از غصه دور خودت پيله بستي...
حالا دومين باره که عاشقت شدم
 اما من هنوز يه کرم سيب هستم و تو يه پروانه خوشگل
تو پر زدي و رفتي و من موندم و سيب هايي که جايي براي خورده شدنشون نمونده ...
از هر چي سيبه منتنفرم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:11  توسط رضا و سیکمایی ها  | 

دیشب داشتم تو گورستان عشق قدم میزدم خیلی تعجب کردم تا چشم کار می کرد قبر بود.پیش خودم گفتم یعنی این قدر قلب شکسته وجود داره؟؟همین طور که می رفتم متوجه یک دل شدم انگار تازه خاک شده بود.جلو رفتم و دیدم روی سنگ قبر چند تا برگ افتاده کنار قبر نشستم و براش دعا کردم وقتی برگ ها را کنار زدم ...اون دل همون کسی بود که باعث شده بود دل من خیلی پیش ها بمیره

 

گالری عکس عاشقانه گالری عکس - گالری عکس عاشقانه  گالری عکÃ

خداوندا دستانم خاليند و دلم غرق در آمال يا به قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان و يا دلم را از آرزوهای دست نيافتنی خالی کن

 

مي دونی اگه صخره و سنگ در مسير رود خانه زندگی نباشن صدای آب اصلا قشنگ نيست

 

اگر از پايان گرفتن غمهایت نا اميد شدی به خاطر بياور زيبا ترين صبحی که تا بحال تجربه کردی مديونه صبرت در برابر شبی هستی که هيچ دليلی برای تمام شدن نمی ديد

 

اگه يه روز تنها شدی اگه ديدی بغض کردی و دليله گريه کردن پيدا نمي کنی بدون که دل خدا برات تنگ شده و می خواد که صداش کنی

 

لالالالا بخواب دنيا خسيسه

واسه کمتر کسی خوب مي نويسه

يکی لبهاش هميشه غرق خنده ست

يکی پلکاش تو خوابم خيسه خيسه

 

پرسيد کدوم راه نزديکتره؟گفتم به کجا؟گفت به خلوتگاه دوست.گفتم مگر فاصله ای مي بينی بين دل و آنکس که دل منزل اوست.

 

انسان مانند رود خانه ای است هر چی عميقتر باشه آرامتراست

 

وقتی برگای پاییزی را زیر پات له می کنی یادت باشه که یه روزی همینا بهت نفس هدیه میدن

 

همیشه روی هر پله که هستی بدون خدا یه پله ازت بالاتره...نه به خاطرخدا بودنش برای اینکه دستتو بگیره

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:10  توسط رضا و سیکمایی ها  | 

کاش معشوقه ز عاشق طلب جان میکرد

 تا که هربی سرو پایی نشود یارکسی

مطمـئن باش که خداوند تو را عاشقانه دوست دارد... چون در هر بهار برایت گل می فرستد و هرروز صبح آفتاب را به تو هدیه می کند. پروردگار هستی با این که می تواند در هر جایی از دنیا باشد ، قلــب تو را انتخاب کرده و تنها اوست که هر وقت بخواهی چیزی بگوئی گوش می کند

  >>>>>>>>>>><<<<<<<<<<<
 
برادرم وقتی که مرد نامش را بر بلند ترین ترین تپه ی ابادی فریاد زدم اما چه سود که برادرم از گرسنگی مرده بود و مردم روستا در عزایش گوسفند ها کشتند...
 

آدمک آخر دنیاست بخند

 

آدمک مرگ همین جاست بخند

 

دستخطی که تو را عاشق کرد

 

 شوخی کاغذی ماست بخند

 

آدمک خر نشوی گریه کنی

 

کل دنیا سراب است بخند

 

آن خدایی که بزرگش خواندی

       

به خدا مثل تو تنهاست بخند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:8  توسط رضا و سیکمایی ها  |